زمانسنجی راهبردی در الگوی رفتاری محور مقاومت
نویسنده ورود دیرهنگام اما حسابشده حزبالله و انصارالله را نمونهای از صبر استراتژیک برای بیشترین اثرگذاری میداند
راهبرد ایرانی | «زمانسنجی راهبردی» در عملکرد محور مقاومت:
نکته حائز اهمیت در الگوی رفتاری محور مقاومت، بر خلاف تحلیل بسیاری از ناظران، مسئلهی «زمانسنجی دقیق» در اقدام است.
در برهههایی که افکار عمومی و برخی تحلیلگران انتقاد میکردند که چرا فلان ضلع مقاومت (مانند انصارالله در جریان جنگ ایران یا حزبالله در برابر نقض آتشبس رژیم صهیونیستی) بلافاصله و تمامعیار وارد میدان نمیشود، این مجموعه در حال تکمیل زیرساختها و آمادهسازی زمین بازی بود تا در نقطه عطف دست به عمل بزند؛ نقطهای که ورودش بیشترین ضریب اثرگذاری و فلجکنندگی را داشته باشد.
نمود عملی این راهبرد را در رفتار حزبالله لبنان بهوضوح دیدیم؛ جایی که بهجای پاسخهای شتابزده، با صبر استراتژیک و اجرای تغییرات تاکتیکی، درست در زمان مناسب دست به ورود زد و با بهکارگیری گسترده و بهموقع پهپادهای FPV، هزینههای سنگین و سوپرایزهای دردناکی را به بدنه نظامی و پدافندی اسرائیل تحمیل کرد.
اکنون نیز انصارالله یمن درست زمانی وارد معرکه شد که بیشترین ضربه را وارد کند؛ تسلط بر تنگه راهبردی بابالمندب، انهدام زیرساختهای نفتی عربستان و منهدم کردن سیاستهای ترامپ برای کنترل قیمت انرژی، محصول همین ورود حسابشده بود.
حاصل این الگوی رفتاری اثبات کرد که محور مقاومت با کسب تجربه در ۳ سال گذشته، اکنون دقیقاً زمانی ماشه را میکشد که طرف مقابل بیشترین آسیبپذیری و کمترین امکان جبران را داشته باشد.